امروز چهارشنبه است ... چقدر دیشب برام سخت گذشت ... نتونستم بخوابم ... چقدر انتظار یک روز سخت رو کشیدن دردناکه ... هیچکس نتونست آتیشی که تو دلم برپا بود رو خاموش کنه ... سوختم , سوختم , ...امیر عباسم می خوام درست شم ... می خوام دیگه از امروز درست بشم ... نمیگم میتونم جلوی دلتنگیمو بگیرم نمیشه , خاطره خوش داشتن تو درون دلم اونم ٨ ماه ١٦ روز قشنگترین خاطره هاست برام که فراموش شدنی نشست پسرم, و لحظه ی تلخ از دست دادنت بدترین حادثه زندگیم بود , اما پسرم من باید زندگی کنم ... احساس میکنم نا امیدی و افسردگی داره کم کم تو وجودم رخنه میکنه ... من باید باهاش مبارزه کنم باید پیروز بشم , البته عشق مامان با دعای تو کوچولوی نازم حتما درست می...