فرشته شدن امیر عباس مامانفرشته شدن امیر عباس مامان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

پرواز یک فرشته

سلام ای دنیای بی وفا

1391/7/9 19:52
نویسنده : مامان دلتنگ
689 بازدید
اشتراک گذاری

خوشحالی نه ,‌ خوشحالی از اینکه هر ثانیه اشکم و در میاری ؟ آره دارم گریه میکنم ... دارم حق حق می زنم اما بی صدا که نکنه کسی بشنوه ....آره امروز تو دانشگاه , تو ماشین ,‌تو خیابون گریه مردم ... خوشحالی نه ؟؟؟ تو بردی و من یه بازنده .... آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دنیابسته... مگه من جاتو تنگ کردم که داری ذره ذره میکشیم .... آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خسته ام ... امروز از کنار هر مغازه ای رد میشدم میدیدم مادر پدرها دارن با اشتیاق واسه بچه هاشون خرید میکردن ...چرا با من این کارو کردی هاااااااااااااااااااا؟؟؟ چرا حسرت تو دلم گذاشتی هااااااااااااااااااااااااااااااااا؟ چرا باید آروم آروم گریه کنم .... چرا باید آروم زجه بزنم ؟؟؟؟؟؟؟ چرا همه میپرسن خوبی؟؟؟؟ امروز رفتم واسه امیر عباسم کفش خریدم ..... اما دیگه امیر عباسم نیست.... خریدم که شب می خوابم به این فکر کنم که پسرم این و پوشیده و تو خیال باهاش بازی کنم .... خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میشنوی صدام و آهای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جون ... منم زینب ....چرا جواب نمیدی .... چرا روزا دیر میگذره ... چرا این جوری شد..... خدا چرا چرا چرا .... چرا من باید حسرت به دل میموندم ... خدا روز و شبم داره میگذره و من شدم مرده متحرک .... ای خدا به دادم برس.... ای خداااااااااااااااااااااا کمکم کن....... ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دارم دیوونه میشم ....... ای خدا امیرعباسم کجاست.....................

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

فرشته ام "امیرحسین"
9 مهر 91 20:46
سلام عزیزم از اینکه پسر گلت رو از دست دادی خیلی دلم گرفت و با گریه هات گریه کردم اما امیدت به خدا باشه انشاله که به زودی یه فرشته دیگه قسمتت میکنهیکی از اقوام ما هم دخترش هشت ماهه دنیا اومدو فوت شد اما الا دوماه خدا یه دختر گل بهش داده امیدت به خدا باشه عزیزم


سلام مرسی عزیزم...برام خیلی دعا کن عزیزم... اگهتو شیراز رفتی حرم شاه چراغ برام دعا کن که محتاج دعام
مریم مامان عسل
9 مهر 91 22:48
سلام.
عزیزممممم
ناراحت شدم برات ولی حتم دارم صلاح خداوند بر این بوده.
کاش میدونستیم حکمت بعضی از کارای خدا چیه.
نگران نباش حتما وقتش نبوده. انشالله به موقع یه نی نی ناز رو بغل میگیری و عاشقانه بزرگش میکنی.
خیلی بیتابی نکن. بگو خدایا راضیم به رضای تو. اون صلاح ما رو بهتر از خودمون میدونه.
هرچند بهت حق میدم ناراحت باشی.
یه چیز جالب میدونی چیه؟
اینکه من و امیر عباس متولد یک روز هستیم.
من متولد 21 شهریور 67 هستم.
عزیزم بازم به ما سر بزن.
اگه لایق باشم پیغامتو به امام رضا میرسونم هرچند آقا از هرجایی صداتو میشنوه.


مرسی از اینکه به منم سر زدین ... حتما سلام من و به آقا برسون ....خیلی دلم براش تنگ شده هر سال دعوتم میکرد اما حتما خطاهام زیاده که آقا هم دلش نمی خواد منو ببینه ... اما به خودش قسم هر روز بهش سلام میگم و از ته قلبم دوستش دارم و به نگاهش محتاجم... برام دعا کن ...
مهدیه
11 مهر 91 10:29
زینب جان تو کار خدا چرا نیار!
می دونم سخته ولی سعی کن خودت رو به مقام رضای الهی نزدیک کنی.خودت هم خوب می دونی که اگه این بیشتر از حد توانت بود خداوند برات مقدر نمی کرد.
نماز بخون تا آروم بشی گلم. خدا که بیشتر از وسع کسی ازش انتظار نداره . خدا رو شکر کن که خدا تو رو یکی از بنده های صبورش می دونه! فراموشش نکن چون نمیشه فراموش کرد. اما سعی کن بپذیری عزیزم.
بسپار به خدا تا بهترین رو بهت بده.
اگه ناراحت نمی شی حتما پیش یه مشاور مذهبی خوب برو!
من هم هر چند وقت یکبار این کار رو می کنم .


سلام ... مرسی عزیزم ... واقعا هم همین طوره ... اما مهدیه جان ...من هم یه مادرم درسته مادر نصف و نیمه شدم اما مادر بودم ... خدا نصیب هیشکی نکنه خرابی آرزوهاش و کمر شکنه ... اما شکر خدای خوبی دارم ...کمکم میکنه ... دستهام و خالی نمیذاره ... انششالله نی نی نازت سالم به دنیا بیاد ... خیلی دعام کن
مامان آناهیتا
13 مهر 91 10:40
سلام وای خدای من تازه از مسافرت برگشتم و امروز وبلاگتونو دیدم
خیلی خیلی ناراحتم احساس تو درک می کنم و خوشحالم امید داری . دختر دایی من هم سال گذشته همین غم را از دست دادنم دختر 10 روزش رو گشید ولی خدا رو هزاران مرتبه شکر الان حامله است . کمی استرس داره ولی امیدش به خداست . می دونم خیلی عذاب کشیدی و می کشی می دونم خیلی دلتنگی ولی به همون خونه خدا که رفتی حتما حکمتی داره . خودتو با لباس ها و وسایلش عذاب نده .




سلا عزیزم...مرسی از همدردیت ... انشالله بچه دختر داییت سالم به دنیا بیاد و با هم زندگی خوشی داشته باشن